تبليغاتX
سکوی قرمز

ای قامت بلند مقدس ، تندیس جاودان ، ای مرمر سپید .

ای پاکی مجرد پنهان ، در انجماد سنگ .

من عابدانه در دل محراب سرد شب

بدرود با خدای کهن گفتم .

هرگز کسی نگفته سپاس تو،

اینگونه صادقانه که من گفتم .

 

دیگر مرا ، با این عذاب دوزخیت مگذار .

مهر سکوت را،از سنگوارهء لب سرد ساکتت،

                                                             - بردار.

 

از این نگاه سرد، با چشمهای سنگی تو، دلگیر می شوم.

ای آفریدهء من، آری، تو جاودانه جوانی، من پیر می شوم.

 

در این شبان تیره و تار اینک،

ای مرمر بلند سپید،

تندیس دستپرور من،

پرداختم تو را.

 

با این شگرف تیشهء اندیشه،

در طول سالیان،

                        - که چه بر من رفت -

در معبد خیالی خود ساختم تورا.

 

اما،

ای آفریدهء من!

 

نه،

ای آفریده مرا،

                     - اینک -

با من چه می کنی؟!

 

 

باور نمی کنید که حتی هنوز هم،

در شرق آفتاب نخستین دمیده است؟

و برق آن نگاه نوازنده،

در بند بند جان من آواز زندگی ست؟!

باور نمی کنید که ... ؟!

سیاب صبحگاهی ،

از سر بلندترین کوهها فرو می ریخت.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1384ساعت 11:50  توسط پدرام | 

دشتها نام تو را می گویند.

کوهها شعر مرا می خوانند.

 

کوه باید شد و ماند،

رود باید شد و رفت،

دشت باید شد و خواند.

 

در من این جلوهء اندوه زچیست؟

در تو این قصهء پرهیز، که چه؟

در من این شعلهء عصیان نیاز،

در تو دمسردی پاییز که چه؟

 

حرف را باید زد!

درد را باید گفت!

 

سخن از مهر من و جور تو نیست.

سخن از

متلاشی شدن دوستی است،

و عبث بودن پندار سرور آور مهر.

 

آشنایی با شور!

و جدایی با درد!

و نشستن در بهت فراموشی-

                               - یا غرق غرور؟!

 

سینه ام آینه ایست،

با غباری از غم.

تو با لبخندی از این آینه بزدای غبار.

 

آشیان تهی دست مرا،

مرغ دستان تو پر می سازند.

آه مگذار، که دستان من آن

اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد.

آه مگذار که مرغان سپید دستت،

دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد.

 

من چه می گویم، آه....

با تو اکنون چه فراموشیها؛

با من اکنون چه نشستنها، خاموشیهاست.

 

تو مپندار که خاموشی من،

هست برهان فراموشی من.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1384ساعت 11:49  توسط پدرام | 

 

با خود شبی به سیروسفر رفتم

با سایه ام به گشت و گذار رفتم

 

با سایه گفتگوی من آنشب ادامه داشت

شب،

         -با پیاله های پیاپی،

                                    پایان نمی گرفت.

هر جام،

           - جام خاطره ای بود.

دردل هزاران پرسش و

                              - بر لب سکوت تلخ.

رفتیم رود را به تماشا

                             - که او نشست.

 

با اولین ستاره شب آغاز گشته بود.

با اولین پیاله،

                   شب ما.

 

شب،

مارا به سوی صبح،

سوی سپیده سحری می برد.

 

شب، شهر خفته را،

خاموش زیر چتر سیاهش گرفته بود.

زاینده رود

              - در دل مرداب می نشست،

                                      که او برخاست.

 

و دستهای نحیفش را،

بر نرده های آهنی ساحل،

                                    آویخت.

 

بانگی؟!

          - نه،

                ناله ای،

                            از سینه بر کشید؛

و آن سکوت کامل ساحل را

                                    آشفت.

       - چونان نسیم،

       که برگ برگ درختان را-

 

پنداشتی که زمزمه سایه،

در هیچ می نشست.

گفتی که واژه ها،

در حجم بی نهایت

نابود می شدند.

و باز هم سکوت.

 

گفتم:

        -سکوت چیست؟

              آری سکوت تو هرگز دلیل پایان نیست.

 

.....................................................................................

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1384ساعت 11:47  توسط پدرام | 

تقدیم به آیدای عزیزم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1384ساعت 18:35  توسط پدرام | 

 

آن زمان كه از عشقت ميسو زم                       

و در امواج غم سر گردانم

ساحل وجودت را مي طلبم

تا چشمانم را وقف نگاهت كنم

وقلب پوشيده از گل مريمم

مقدم گامهاي پر مهرت سازم

وعاشقانه فرياد بر آورم دوستت دارم

آن زمان كه آسمان عشقم

پر از ابر بهاري است

رنگين كمان را تقديمت كنم

و دست در دست هم

تا انتهاي آسمان آبي برويم

آنجا كه من باشم و تو

تو باشي و من

نه من نباشم همه تو باشي تو

دوستت دارم آیدا

 

دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1384ساعت 18:29  توسط پدرام | 

به من ياد داد عشق ، كاره يه نگاه و يه لحظه نيست .

به من ياد داد عشق حاصل شناخت و گذر زمانه .

به من ياد داد عاشق معصومترين و پاكترين موجود زمينه .

به من ياد داد وقتي عاشق شدي ديگه خودتو نمي بيني ، هيچ چيز رو براي خودت نمي خواي .

به من ياد داد وقتي عاشق شدي بايد يه دل بزرگ داشته باشي كه همه ي غم و شاديهاي دنيا توش جا بشن .

به من ياد داد غمگين ترين غمهاي دنيا مال يه لحظه دوريه و شادترين شاديهاي دنيا مال انديشيدن به وصاله ، حتي اگه خيلي دور باشه .

بهم ياد داد هيچ عاشقي دلخور نميشه ، قهر نمي كنه ، بيوفا نميشه .

بهم ياد داد اگه شك كردي ، بدون هنوز عاشق نشدي .

بهم ياد داد تو دنيا هيچ كس بزرگتر از عاشق نيست .

بهم ياد داد آخر همه ي عشقاي دنيا وصال نيست اما آخر همشونم جدائي نيست .

بهم ياد داد كه چطوري ميشه عاشق شد و تا آخر عمر عاشق موند .

بهم ياد داد ...

آیدا دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1384ساعت 18:24  توسط پدرام | 
سلام........

سلام به تمام دوستان.............

امیدوارم که حالتان خوب باشد و مثل من سر دوراهی نباشید...............

           

dearaida

دلم می خواد که داد بکشم اما نمیتونم.................

از دست این زمونه ی نامرد.......................

از دست این دوستان (میلاد) نامرد..................

شما بگید با این همه درد به کجا فرار کنم....................

من فکر کردمو به این نتیجه رسیدم که به....................

دانشگاه برم................

من 20 فروردین میرم دانشگاه...............

به خمین خاطر تا مدتها به اینترنت دست رسی ندارم.....................

و نمی تونم مطلب بنویسم......................

قربان تمام با مرامای دونیا..................

می دونیم که وجود نداره...................

ولی بازم می گیم...................

قربان تمام بامرامها..................

dear aida

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1384ساعت 18:8  توسط پدرام | 
سلام به تمام دوستان که در redsacoo.blogsky.com ما را یاری کردن.............

به دلایل مختلف فعلا نمیشه توی blogsky مطلب نوشت برای همین ما تصمیم بر درست کردن این بلاگ کردیم...........

حال باز از شما می خواهیم که مارا همچون قبل یاری کنید..................

 www.redsacoo.blogsky.com  

سکوی قرمز

سکوی قرمز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 12:27  توسط پدرام | 

سلام به دوستان!!

آهنگهای جديد شهرام کاشانی که هنوز آلبومش در نيومده!!

پات وا ميستم

عاشق

دروغه

اينم آهنگ دی جی علی که چند تا از دوستان  خواسته بود!!

تورو می خوام

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 12:20  توسط پدرام | 
این برنامه یک پلیر نسبتا جدید هست که هنوز درست حسابی جا نیافتاده ولی هومنطور که میبینید از نظر شکل ظاهری و تنوع در اسکینها خیلی معرکه هست .حجم زیادی هم نداره پس فکر می کنم بد نباشه یک بار هم که شده امتحانش کنید .

لینک دانلود فایل | حجم فایل: ۲.۱۸ مگابایت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 12:18  توسط پدرام |