تبليغاتX
سکوی قرمز
سلام به تمام دوستان
مي روم خسته و افسرده و زار/ سوي منزلگه ويرانه خويش / به خدا مي برم از شهر شما / دل شوريده و ديوانه خويش / مي برم , تا که در آن نقطه دور / شستشويش دهم از رنگ گناه / شستشويش دهم از لکه عشق / زين همه خواهش بيجا و تباه / مي برم تا زتو دورش سازم / زتو , اي جلوه اميد محال / مي برم زنده بگورش سازم / تا از اين پس نکند ياد وصال / ناله مي لرزد , مي رقصد اشک / آه , بگذار که بگريزم من / از تو , اي چشمه جوشان گناه / شايد آن به که بپرهيزم من / بخدا غنچه شادي بودم / دست عشق آمد و از شاخه چيد / شعله آه شدم , صد افسوس / که لبم باز بر آن لب نرسيد / عاقبت بند سفر پايم بست / ميروم , خنده به لب , خونين دل / ميروم از دل من دست بدار / اي اميد عبث بي حاصل
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 18:37  توسط پدرام | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 23:59  توسط پدرام | 

برای حمایت از بلاگ در قسمت نظرسنجی

حتما نظر خود را در ارتباط با این بلاگ

بگذارید....

با تشکر از شما.

مدیریت سکوی قرمز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 21:59  توسط پدرام | 
بگویید بر گورم بنویسند:
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد

و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن...

او رفت تنها به یك دلیل : همان طور كه قبل نیز خوانده بود.. دیگر قوزك پایش طاقت رفتن نداشت.!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 19:42  توسط پدرام | 

ولنتاين از روم به فرانسه و انگليس وسپس به آمريكا راه يافت و اكنون در تمام جهان جشن گرفته ميشود.

تقدیم به تو.......

منم این گل را تقدیم می کنم به...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 8:30  توسط پدرام | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 15:30  توسط پدرام | 

بانـــوی خــوش تراش غــزلهای من برقص

مستم من امشب و تو بيا جای من برقص

گرمـم حرارت غزل است اين به جــای تب

هــذيان عــاقـلانه و گــويــای مــن برقــص

اينجا که نيست شور ســرابی تو آب شـو

لب بر لبم دوبــاره مسیــحـای من برقــص

چــرخی بـزن که پــخش شود بوی دامنت

در پـرده های وسوسه ، حـوای من برقص

بگـــذار دســت وحــشی باد از تــو بگـذرد

برگيرد از تو جــامه و شــولای مـن برقــص

انـــدام خــاکی تـــو و لــب های گــرم من

عريـان و مست و پاک به فتوای من برقص

درحــالــتـی که تـک به تکی با تـنم بخوان

يک لحظه در خيال ، هــمــآواي من برقص

وای ، ای زمين گنگ ، سکـون را اراده کن

ای آســمان ، ببار و همــپای مــن برقــص

تعبـــير شد ضــمير غزل ، مستند شدم

اينـــک شما به جـای معمای من برقص

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 0:8  توسط پدرام | 

از برکه های دور، پژواک يک سکوت

از کوههای يخ زده تکرار بی کسی

از آسمان آبی و تنها فقط نگاه

از شب، سياهی و شبح شب گداز ماه

تنها نصیب این غزل بی ستاره اند

ديريست غصه ها

بر قلب زخم خورده ی  ما خيمه می زنند

دیریست دشت سینه ی ما دل گشوده است

در انتظار شادی یک قطره حادثه 

پر کن پیاله را 

 که یک لحظه در بهشت

از صد هزار سال بر این خاک بهتر است

جایی که عشق نیست،

پر کن پیاله را . . . .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 0:6  توسط پدرام | 

شکسپیر میگه:

  • هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی، به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی! 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 23:58  توسط پدرام | 
 

آدم بدبینی نیستم اما مطمئنم روزی می میرم ، البته خوب ، بعضی ها مرگ را پایان زندگی نمی دانند ...

 

با این حال خواهش می کنم کسانی که مرا دوست دارند ، به وصایای من عمل کنند تا رستگار شوم :

 

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

 

بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید.

 

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند ، من به آن مشکوکم !

 

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند .

 

عبور هرگونه کابل برق ، تلفن ، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

 

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی ، گورستان را تماشا کنم .

 

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید ، شاید آنجاهم نیاز باشد .

 

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند .

 

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دنبال عشقش بجست.

 

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند ، در چمنزار خاکم کنید .

 

کسانی که زیر تابوت مرا می گیرند ، باید هم قد باشند .

 

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید .

 

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید ، ثواب دارد .

 

در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند .

 

از اینکه نمی توانم در مجلس ختم خودم حضور یابم قبلا پوزش می طلبم .

 

به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم .

 

چون تمام آرزوهایم را به گور می برم ، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای جسدم باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 12:31  توسط پدرام | 

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

گویند  سنگ  لعل شود  در  مقام صبر

آری  شود  و لیک  به خون جگر  شود

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 16:16  توسط پدرام | 

طرفداران فوتبال اگه گفتید عکس زیر مربوط به کدام بازیکن می باشد

جایزه داره

در قسمت نظرات اسم و باقی مشخصات خود را بگذارید

به ۵ نفر جایزه داده خواهد شد

جایزه : ۲۰ ساعت اینترنت مجانی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 15:53  توسط پدرام | 

 

tanhayi

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 13:41  توسط پدرام |