تبليغاتX
سکوی قرمز

به نام عشق

.

دوست داشتن یک رویا است رویای بزرگ رویای که گاهی به بارنمی نشیند
پس اگر عاشق هم هستین واقعا عاشق باشین
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 18:40  توسط پدرام | 

زندگی بدون عشق مرگ است

پس مرگ بر این زندگی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 9:49  توسط پدرام | 

 

 

در قمار زندگانی ماعاقبت باختيم****گرچه  تک خال محبت بر زمين انداختيم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 9:27  توسط پدرام | 

عشق خاطره ای است که زمان را توان نابودی آن نیست.

نوایی است روح پرور. شاد و خوش آهنگ. نوایی که ترنم آن

به گوش نمی رسد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 15:42  توسط پدرام | 

از من پرسید من را بیشتر دوست داری یا زندگیت را ؟              گفتم: زندگیم رو

اون هم ناراحت شد و برای همیشه از پیشم رفت  اما هیچ وقت نفهمید که اون خودش همه زندگیم بود!!!

 

                                                                                        

 

پرسیدند : هنگام غروب , خورشید چرا زرد رنگ است ؟

گفت : از بیم جدایی .

 

 خورشید ,  با همه ء درخشندگی در پایان هر روز, ناپدید می شود و جای خویش را به تاریکی می دهد ولی آفتاب عشق , جاودانه در آسمان دل می درخشد و جان می بخشد و این روزی است که شبی بدنبال ندارد .

 

                                                                   

 

پرسیدم : عشق چیست ؟ گفت : آتشی است .

گفتم : مگر آن را دیده ای ؟ گفت : نه در آن سوخته ام .

 

عشق را با تمام وجود فریاد بزن تا به جهانیان ثابت کنی : " تمام مسیرها به سمت مشترک مورد نظر اشغال نمی باشد . " 

 

                                                                                  

 

به كوه گفتم عشق چيست؟!  لرزيد

 

به ابر گفتم عشق چيست؟!  باريد

 

به باد گفتم عشق چيست؟!  وزيد

 

به پروانه گفتم عشق چيست؟!  ناليد

 

به گل گفتم عشق چيست؟!  پرپر شد

 

به انسان گفتم عشق چيست؟!

اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:

ديوانگيست!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 0:59  توسط پدرام | 

عجب دنیا غمی دارد چرا دنیا بدی دارد

همه جا حرف از عشق و همه دلواپسی دارند                                                   

کل دنیا همینه عشق تبدیل شده به یک دروغ

            یک دل خوشی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 16:2  توسط پدرام | 

دریای- صبور وسنگين -

مي خواند و مي نوشت

- "... من خواب نيستم !

خاموش اگر نشستم ،

مرداب نيستم !

روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم

روشن شود كه آتشم و آب نيستم !"

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 19:31  توسط پدرام | 

می خوای بدونی تفاوت بین عاشق بودن با یکی را دوست داشتن چیه

پس رو لینک پایین کلیک کن

راستی نظر یادتون نره

کلیک کن

لینک

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 16:0  توسط پدرام | 

به چشمان تو سوگند كه ستاره شبم بود

به اسم نازنينت كه ترانه لبم بود

و قسم به روي ماهت كه اميد زندگي بود

عشق تو دشمن غمهاي دل شكسته ام بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 1:59  توسط پدرام | 

چه سکوت دلگیری دارد کوچه دلم ....... صدای قدم هایم به گوش میرسد  و اکنون این قدم های آرام و خسته هستند که بر جاده می لغزند و در انتظار روزهای رویای ...... رویایی که تو را با آن دوست داشتم و دل بستم و شکستی حرمت فاصله مان را ......

نیمه شب است .... مردی از دور می آید..... نگاهی به من می اندازد و زود دور می شود !

اینجا به جز شب ها و زندگی ها ...... دل ها نیز تاریک اند !

اینجا کسی احساس مرا باور ندارد ...... اینجا کسی خبر ندارد از تو ..... از من ! حتی از خودش ......!

نشسته ایم خوش ..... دل به سایه ای بسته ایم که هر لحظه به حماقت و سادگی من و تو می خندد !

نقش های درهم .....رنگ هایی که هر کدام آواره اند مثل من ! و دلی که دیگر حرفی برای گفتن ندارد و همه حکایت از این دارد که من ...... دیوانه شده ام  !

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 16:12  توسط پدرام | 

تقدیم به تو

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 12:29  توسط پدرام | 

happy new year

هر روزتان نوروز          نوروزتان پیروز

عیدتان مبارکباد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 21:55  توسط پدرام |