![]() |
![]() |
|
|
گفتمش چاره غم دانی چیست؟
گفت: اشک از غم تو می کاهد. گفتم : افسوس ، غم از حد بگذشت گریه هم خاطر خوش می خواهد!!!؟؟؟ کاش این درد که در سینه من پنهان است. آتشی می شد و می سوخت مرا با که گویم که پس از عمری ، دوست شیوه ی دشمنی آموخت مرا ؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 0:1 توسط پدرام |
|
|
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خواهم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي خواهم دستت را براي نوازش مي خواهم پايت را براي همراهي مي خواهم خودت را براي پرستش مي خواهم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 23:59 توسط پدرام |
|
|
سمت چشمانم چو می آیی تمامش مال تو خنده کن این درد تنهایی تمامش مال تو یک بغل گلهای سرخ و رازقی های سفید ای عروس مست دریایی تمامش مال تو شعر های نو شده آرامش تنهایی ام آبروی شعر نیمایی تمامش مال تو عشق من همچون سرابی نیست ای زیبای من چون شده عشق اهورایی تمامش مال تو بیت آخر آمد و این قلب پر شور اسیر ای خدای عشق و زیبایی تمامش مال تو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 11:33 توسط پدرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
دهکده آموزش زبان انگلیسی آرشیو پیوندهای روزانه |