تبليغاتX
سکوی قرمز

اگه تو خيال سردم پی ياد تو ميگردم
اگه تو هجوم غمها تويی مرهم واسه دردم
اگه گم شدی تو رويام اگه بارونيه چشمام
با صدای نازنينت به دلم نشستی آرام
اگه ابريه خيالم اگه غرق در سکوتم
ميدونی!اسم قشنگت شده وردی تو قنوتم
اگه قفلی رو لبامه اگه گفتنش حرومه
تو بفهم که عاشق هستم اين تموم آبرومه
اگه بی شعرو ترانم اگه عشق شده بهانم
اگه حرف دل تنگم شده شعر عاشقانم
اگه بي فروغه چشمام اگه تاريکه نيگاهم
اگه رو لبام قفله اگه بی پشت و پناهم
اگه تو شبای تارم يه ستاره ام ندارم
دل خوشم که توی دنيا لا اقل من تورو دارم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 13:3  توسط پدرام | 

نمي دونم چرا وقتی باتوام دل بهونه نداره گریه کنه.
هروقتی اسمت به زبون میاد.

ازتوسینه دل میخواد ناله کنه.
دل از قفس
پریده جزسیاهی رنگی ندیده.
همه حرفاش توهستی دل از هرجابریده.
حالا دستام بی
توسرد بس که بی تو گریه کردم.
گونه هام خیس ازاشکام بس که بی تو تک وتنهام.
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 3:18  توسط پدرام |