![]() |
![]() |
|
|
من زبونم مو در آورد از بس گفتم نظر یادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 10:5 توسط پدرام |
|
|
هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي به حباب فکر کن زندگي جدولي هست که جايزه ي پر کردن خانه هاي آن مرگ است. انساني كه واقعا بزرگ است حاكم بر واقعياتي است كه خود پديد آورده است نفرین به تو که نفرینم نکردی..... چه ساده در میان گریستن خویش زنده میشویم و چه ساده در میان گریستن دیگران میمیریم و در فاصله دو سادگی چه معمایی میسازیم به نامه زندگی
دستانم تشنه دستانه توست شانه هایم تکیه گاه خسته گی هایت با تو میمیرم با تو میمانم بی آنکه دقایق فردا را داشته باشم چون میدانم فردا بیش از امروز دوستت میدارم من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 10:3 توسط پدرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
دهکده آموزش زبان انگلیسی آرشیو پیوندهای روزانه |