تبليغاتX
سکوی قرمز

دلم تنگ است.

به ديدارم بيا هر شب

در اين تنهايي تنها و تاريک خدا مانند

دلم تنگ است.

بيا اي روشن ....  اي روشنتر از لبخند

شبم را روز کن در زير سرپوش سياهي ها

دلم تنگ است.

بيا بنگر چه غمگين و غريبانه

در اين ايوان سرپوشيده وين تالاب مالامال

دلي خوش کرده ام با اين پرستوها و ماهي ها

و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي.

شب افتاده است و من تنها و تاريکم ....

و در ايوان من ديريست

در خوابند

پرستوها و ماهي ها و آن نيلوفر آبي

بيا اي مهربان با من !

بيا اي ياد مهتابي!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 18:11  توسط پدرام |