![]() |
![]() |
|
|
چشم به راهم ای خدا، دیگر توان شعر گفتن هم ندارم !!! من دگر بی گانه ام، دیگر توان هیچ کاری را ندارم !!! خسته و افسرده و بی همزابنم ... ای خدا !!! ای خدا قلبم شکسته ... از همه گشته جدا ... در دیار عاشقان عشقم یکی بود، ولی ... عشق من عاشق نبود ... جام تهی بود ای خدا !!! باز هم آمد به یادم ... روزهای عاشقی روزهائی که بودم در فراقش، ای خدا !!! ای خدا تاب و توان ده تا کنم یادش تحمل تا که با عشق خیالی شاد باشم، ای خدا !!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 2:25 توسط پدرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
دهکده آموزش زبان انگلیسی آرشیو پیوندهای روزانه |