تبليغاتX
سکوی قرمز

من زبونم مو در آورد از بس

گفتم نظر یادتون نره

فقط یه نظر بده

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 10:55  توسط پدرام | 

www.redsacoo.tk

 دلم گرفته است...دلم گرفته است...به ایوان میروم...انگشتانم را بر پوست کشیده شب شب میکشم...چراغ های رابطه تاریکند...کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد...کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد...پرواز را به خاطر بسپار...........پرنده مردنی است.....

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 12:20  توسط پدرام | 

ربايد دلبر از تو دل ولي آهسته آهسته

مـراد تو شـود حاصـل ولي آهسته آهسته

سـخن دارم از اســتادم، نخـواهـد رفت از يادم

کـه گـفـتا حـل شــود مشـکـل ولـي آهسته آهسته

تحمــل کن! که ســنگ بي بـيان در دل کوهــي

شــود لعــل بـس قـابـل ولـي آهسـته آهسـته

مزن از نااميدي دم، که آن طفل دبستاني

شود دانشور کامل ولي آهسته آهسته

نبود دانش و تقـوا شـود گمگشتگان را

به حق آوردن از باطل ولي آهسته آهسته

www.redsacoo.tk

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 10:10  توسط پدرام | 

عید فطر و همچنین جشن مهرگان مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 4:21  توسط پدرام | 

 

شهادت بزرگ مرد عالم  بر تمامی شیعیان بخصوص شیعیان ایران تسلیت باد

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 10:19  توسط پدرام | 

 

مانده ام در کوچه های بی کسی  

 سنگ قبرم را نمی سازد کسی

مردمان خاکسترم را باد برد

 بهترین یارم مرا از یاد برد

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 10:16  توسط پدرام |