تبليغاتX
سکوی قرمز

تو امتداد سرنوشت ، كي بود كه از تو مي نوشت

زندگي من و تو رو ، با غم و غصه مي سرشت

با اين همه گناه و درد ، كي ميره آخرش بهشت

ببين ببين كه دست من ، هر جا رسيد از تو نوشت

ميونه جاده ها هنوز ، گرده مسافرا بجاست

تو شهر تو غريبه ام . غريبه اي كه بي صداس

نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام

تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام

اگه تو باشي پيشه من . صوته دلاي در به در

دوباره خورشيد مي كشن . رو اين شبهاي بي سحر

سحر مياد شب سر مي شه . درهاي بسته وا ميشه

بهار مياد تو باغمون . بركه ي من دريا ميشه

منو ببر منو ببر . بريم يه جاي بي خطر

يه جا كه از تو بشنوم . بگي برام گريه بخر

بگو بگو  به من بگو . كه من نشستم پشت در

بگو كه شعرم پر بشه . از آدماي بي خبر

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 19:42  توسط پدرام |